تبليغاتX
اقاقیا
قبول شدم هرچند شاید از زنان خیلی  خوشحال نباشم  ولی راضی هستم .من عاشق جراحی عمومی بودم ولی تمام دوستام منعم کردند وپیشنهاد کردند به جای اون جراحی زنان را انتخاب کنم در هر صورت امیدوارم علاقم بیشتر بشه .چیزی که تو بخش زنان وزایشگاه  برام جالب بود اینه که زائو بعد از اونهمه درد وحال بد به محض تولد نوزاد خوشحال میشد ولبخند میزد وهمه چیز و فراموش میکرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 19:28  توسط اقاقیا  | 

روز معلم مبارک

امروز داشتم از جلو دبیرستانی رد میشدم دیدم خیلی از بچه ها تک شاخه های گل سرخ دستشونه برای معلم مورد علاقشون،بد جوری دلم هواییی شد با اینکه هنوز از درس خوندن فارغ نشدم ولی مدرسه یک چیز دیگه بود مخصوصا این روزها که پر از احساسات صادقانه بچه ها است .کاش میشد سالی 1 بار بچه مدرسه ای شد و دوباره نشست پشت اون نیمکتهاوشیطونی کرد فارغ از کار وسن و مقام.من الان که فکر میکنم از معلمهام فقط خاطره خوب دارم.واین خیلی خوبه.فکر کنم با دیدن این عکسها شما هم هوایی بشین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:10  توسط اقاقیا  | 

۱)میخواستم تند تندپست جدید بگذارم  ولی زمزمه های  نتایج دستیاری وبعد خود نتایج و انتخاب رشته چنان حالم رو گرفت که از وبلاگ فراموش کردم.

۲)امسال برای اولین بار ثبت نام واعلام نتایج وانتخاب رشته آزمون دستیاری اینترنتی انجام شد و این در کل اقدام خوبی بود اما خصوصا در مورد انتخاب رشته که حساسترین مرحله هست خیلی از بچه ها به علت ناآشنایی وعدم راهنمایی کافی و اشکالات سایت سنجش وزارت بهداشت دچار مشکل شدند.دوستی پس از انتخاب اولین رشته-محل اشتباهی تایید میزنه وسایت هم قاط میزنه وهرکار میکنه نمیتونه ویرایش کنه.شبانه راهی تهران میشه و میبینه تعداد زیادی از داوطلبان( که بعضآ چند ساله دارن زحمت میکشن و میخونن)مشکل مشابه دارن.وظاهرا قول دادن مشکل رو حل کنن که این خوشبینانه ترین حالت ممکنه.کاش کمی وزارتخانه برای پزشکان جوان ارزش قائل بود واز قبل پیشبینی چنینن وضعیتهایی رو میکرد وراهنمایی لازم از قبل برای داوطلبان انجام  میشد ودر صورت خطا هم امکان ویرایش تا پایان مهلث انتخاب رشته فراهم میشد تا با زندگی این همه آدم بازی نشه.

۳)من بدون مشکل انتخاب رشته کردم ولی از استرس دستم موقع کلیک کردن میلرزید واین هم به همه استرسهای آزمون دستیاری اضافه شد.خدا عاقبتمون رو به خیر کنه.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 17:41  توسط اقاقیا  | 

سلام

۱)مدتها ست که وبلاگ میخونم  و بارها وسوسه شدم که شروع به نوشتن کنم اما هر بار نشده اکثرا هم  به علت تنبلی بوده تا اینکه بلاخره امروز وبلاگ اقاقیا متولد شد و چون عاشق اقاقیا هستم و الان هم فصلش هست اسم وبلاگم رو گذاشتم اقاقیا.

۲)این روزها کمی وقت فراغت و فرصت دیدن بهار رو دارم و میخوام با همه حواسم زنده گی  رو درک کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:9  توسط اقاقیا  |